فرزند شهید كشوری می گوید پدرش حتی با وجود جراحت از ناحیهی سینه و گردن دست از رشادت هایش برنداشت. كسی كه داوطلبانه و در زمان غروب آفتاب و پرواز ممنوع پرید تا پاوه سقوط نكند.
شهید خلبان «احمد كشوری» 31 تیر 1332 متولد و 15 آذر 1359 به شهادت رسید.
فرماندهان دفاع مقدس، جوانان برومند این مرز و بوم بودند . اسامه های دیگری كه با سن كم خویش با مدیریت جهادی و تلاش های بی دریغشان ارزش هایشان را پاسداری كردند. جوانانی متوكل به خدای قدرتمند، با روحیه ی بینظیر كه در تمام عرصه های جنگ جهانیان را به حیرت واداشتند. همان هایی كه به قول حاج قاسم سلیمانی با ارتش های كلاسیك تفاوت داشتند؛ جلوتر از نیروهای خود می رفتند و دستورشان بیا بود نه این كه در دژها و مقرهای محكم بنشینند و بگویند برو. و در پایان آخرین نفری بودند كه پشت سر نیروهای خود باز می گشتند. همان ها كه برای ما تفسیر و نمونهی عینی آیه ی شریفهی «اشداء علی الكفار رحماء بینهم» صمیمی و مهربان با خویشان و سخت و قدرتمند در برابر كفار و دشمنان بودند.
شهید كشوری در خانواده ای مذهبی و شجاع چشم به جهان گشود. پدرش فرمانده ژاندارمری بود و به خاطر اعتقاداتش و مبارزه با صاحبان زر و زور مجبور به استعفا شد و به كشاورزی روی آورد. مادرش از روحیه ای قوی و معنوی برخوردار بود. شهید احمد كشوری یك انقلابی واقعی بود. از بدنه ی ارتش بود اما با جسارت و شهامت اعلامیه های امام خمینی (رحمت الله علیه) را پخش می كرد. حتی بارها دستگیر و شكنجه شد ولی دست از اعتقادات خود برنداشت. او یك انقلابی واقعی و تمام عیار بود. مرد میدان كارزار بود و قلبش در راه حفظ اسلام و نظام می تپید.
در روزهای اولیه ی انقلاب اسلامی حزب دموكرات كردستان به پادگان بزرگ ارتش حمله كرد و سلاح و مهمات زیادی را به غارت برد. این امر در آن زمان خیلی عجیب و دور از ذهن نبود. اما كمی بعدتر كه دموكرات، فدایی خلق و ضدانقلاب با نظام جدید اعلام زاویه و اعلام خودمختاری كردند شرایط تغییر كرد. پاوه آخرین شهر بود و اگر سقوط می كرد كل شهرهای كردنشین را از پیكره ی ایران جدا می كردند.
امام خمینی (رحمت الله علیه) برای آزادسازی پاوه دستور دادند كه تمام نیروهای انتظامی و نظامی به ماجرای پاوه رسیدگی كنند و در غیر این صورت با آنان برخورد انقلابی می شود. اگرچه متاسفانه به دلیل ضعف رسانه ای، این رویداد آن گونه كه باید ثبت نشد، اما با صدور فرمان تاریخی مردم گروه گروه از همه جا با سلاح و حتی با بیل و كلنگ راهی پاوه شدند و سربازان امام، حماسه ی پاوه را خلق كردند. شهید كشوری به همراه شهید «علی اكبر شیرودی» و گروهشان نقش مهمی در سركوب شورش های غرب كشور و آزادسازی پاوه همگام با شهید «مصطفی چمران» داشت. حتی با وجود جراحت از ناحیه ی سینه و گردن دست از رشادت هایش برنداشت. كسی كه داوطلبانه و در زمان غروب آفتاب و پرواز ممنوع پرید تا پاوه سقوط نكند.
علی كشوری از آخرین پرواز پدر برایمان می گوید. فرمانده ی عملیات با چند هلكوپتر برای شناسایی می روند. تانك ها و نفربرهای عراقی وارد می شوند. دو میگ عراقی به سرعت وارد خاك ایران می شوند. شهید كشوری و گروهشان تعداد زیادی از آن ها را از بین می برند. شواهد نشان می دهد عملیات گزارش شده است. چون بلند شدن دو میگ به این سرعت امكان پذیر نیست. باید برگردند ولی همین موقع شهید كشوری چشمش به عشایر بی دفاع و دشمن بی رحم و مسلح میافتد. وقت تنگ است، به گروه فرمان بازگشت می دهد و می گوید خودش هم به آن ها ملحق می شود. پس از نجات جان مردم میگ های عراق می رسند. با استفاده از شیار كوه و قدرت مانور بیش تر هلكوپتر كبری و با ارتفاع گرفتن هواپیماها یكی از میگ ها را منهدم میكند. ولی مورد اصابت دو راكت از میگ دوم قرار می گیرد. خلبان دوم از كابین به بیرون پرت میشود و احمد كشوری به وصال معشوق می رسد. فرمانده ی قهرمان ما در سن 27 سالگی حماسهسازی جاویدان شد و این نتیجه ی اعتماد به جوان ایرانی است. بزرگمردی كه دشمن را آنقدر عصبانی و خوار كرد بعد از شهادتش صدام شادمانه جشن می گیرد.
بعد از پرواز زیبای او خانواده روحیهی خود را نباختند. مادر پس از شهادت پرچم ایرانی كه خود دوخته بود بر سر مزار نصب كرد و گفت احسنت پسرم. و در پیامی گفت: سلام به رهبر عزیزمان! من مادر احمد كشوری هستم و افتخار میكنم چنین فرزندی دارم و در راه اسلام شهید شد. من هیچ وقت ناراحت نمی شوم. به من تسلیت می گویند، من هیچ وقت تسلیت نمی خواهم. من گفتم مادر برو راضیم و افتخار می كنم چنین فرزندی داشتم.
پدر دلاورانه گفت: من «غلامحسین كشوری» هستم. پسرم برای دین اسلام و استقلال كشور به شهادت رسید، برای حفظ قرآن و دین. من و 3 پسر دیگرم حاضرم اقدام بكنم.»
همسر شهید پسری 3 ماهه به بغل و دست در دست دختری3 ساله آرام، صبور و محكم همسرش را به مقصد بهشت بدرقه كرد. می گوید از مهربانی و علاقهی شدید احمد به فرزندانش و در عین حال این كه بچه ها را نمی بوسید و به خود نمیچسباند. مبادا این اظهار علاقه ی قلبی او را از راه الله و شهادت دور كند.
«علی كشوری» در سریال سیمرغ نقش دوران نوجوانی پدر را بازی می كند و همین باعث می شود تا بعدها به هنر علاقه مند شود و در رشته ی كارگردانی تئاتر و سینما تحصیل كند. به پدرش افتخار می كند و خطاب به پدر می گوید: «خوش به حالت كه هدفت را می دانستی، و راهت را شناختی و به خدا رسیدی. مرگ بهتر از این سراغ ندارم. مرد به تمام معنا بودی. من چیزی از تو یادم نیست ولی امیدوارم تو ما را یادت نرود و در آن دنیا دستمان را بگیری.»
آقازاده ای كه همیشه سعی كرده است با قابلیت ها و تلاش خودش به جایی برسد. مدركش را با سهمیه نگرفته است. میگوید: «علی كشوری هر چه كه هست باید بداند چه كاره است؟ پدر به جایی كه می خواست رسید و خودش میدانست چه كار می كند. 40 سال فقدان سخت پدر و اتفاقاتی كه هیچ وقت سنگ سرد قبر كفایت آغوش گرم پدر را نمیكند.» از خانواده ی شهدا برایمان میگوید از درد دل ها و ناگفتهها: خیلی از خانواده ها ی شهدا آزرده می شوند. از نام شهدا ممر درآمد و اعتبار درست میكنند و این بزرگترین خیانت به شهداست. ما ویترین دم دست شدیم، پای صحبت خیلی از خانواده ی شهدا بنشینی خیلی از اتفاقات و سختی ها و دغدغه هایشان اتفاق نمی افتد.